Margins
Margins
Sign in
Margins
Subscribe to our newsletter
548 Market St PMB 65688, San Francisco California 94104-5401 USA
hello@margins.app
·
+1 (650) 223-5283
Privacy Policy
·
Terms of Use
© 2026 Paratext Inc. All rights reserved
دشت پارسوا
دشت پارسوا
Series · 6 books · 2016-2019
By
مریم عزیزی
Books in series
#1
حومهی سکوت
2016
داستان از سپیدهدمی زمستانی آغاز میشود که زندگی شخصیت اصلی داستان به مسیری تازه هدایت میشود. ماندانا توسی آدمیزادی نوزدهساله است که با پا گذاشتن به دنیای جادوگران سعی دارد دوست را از دشمن، و درست را از نادرست تشخیص دهد و همزمان تواناییهای درونیش را شناخته و پرورش دهد. در این مسیر او رازهای گیاهان را میآموزد و در کنار دوست قدیمیش آبتین فیروزی ... حومهی سکوت جلد اول از مجموعهی شش جلدی دشت پارسوا در ژانر فانتزی است که بنا به ساختار داستانیش آن را زیرمجموعهی ژانر وحشت نیز میتوان قرار داد.
#2
پیشگویی سپیدهدم
2016
خطر بزرگی که دشت را تهدید میکند بالاخره در شرف آشکار شدن است. ساحر اعظم با لشگری از کلاغ ـ صورتها، سرابتنهای مجازی و خفاشآدمها در سایه انتظار میکشد. کابوس جنگل افسونشده در شکلی مهیبتر در انتظار قهرمانان داستان است. پیشگویی سپیدهدم جلد دوم از مجموعهی ششجلدی دشت پارسوا در ژانر فانتزی است که بنا به ساختار داستانیش آن را زیرمجموعهی ژانر وحشت نیز میتوان قرار داد.
#3
نفرین دَفراش
2017
پنج سال پس از واقعهی دریاچهی چشم شیطان، مسافری به دشت باز میگردد.
صدایی از میان سایهها گفت: «داشتم از آمدنت ناامید میشدم. » ـ روباه؟ سایهای خمیده و نقابپوش از سایهها جدا شد و نزدیک آمد: «بله، این منم، دوست من... تصمیمت رو گرفتی؟ » ـ چرا باید کمکت کنم؟ ـ ما هر دو مشکلاتی داریم، من به تو کمک میکنم و تو هم به من... تو به خواستهای که داری میرسی و من هم به خواستهی خودم. مگه نمیخوای خطر از اون کسانی که دوستشون داری دور باشه و سلامت و امنیتشون رو برای همیشه تضمین کنی؟ به اون چیزی که بهت میگم عمل کن و مطمئن باش نتیجهاش کاملاً مقصودت رو برآورده میکنه. ـ این چه کمکی به تو میکنه؟ ـ برقراری نظم و اجرای عدالت! این اون چیزیه که من به دنبالشم... خب، چرا ساکتی؟ ـ چی کار باید بکنم؟ جادوگر نقابپوش بستهای از زیر بالاپوشش بیرون کشید: «چارهی کار در اینه... پیکان عدالت. » ــــ صفحات 236 و 237
اینکه پیکان عدالت چه زمانی، توسط چه کسی و به کجا مینشیند در کتاب سوم مشخص میشود و دلیل جستنش از کمان در کتاب ششم.
#4
دو ریسمان جادویی
2018
ماندانا گفت: "من جسدش رو پیدا کردم، کنار دریاچه، از اون مهمتر اینکه رازیان برگشته. همهی نژاد های جادویی متحد شدن و امشب قراره لایه های زمانی یکپارچه بشن." \-ماندانا، هیچ کدوم از اینها حقیقت نداره.اینجا دنیای واقعی نیست. این حرفش مسخره بود. ماندانا به خنده افتاد. کیانیک گفت: "اینجا دنیای ایدهآل من نیست، ولی حاضرم برای همیشه همینجا بمونم."
#5
اژدهای چهاربال
2019
کیانیک زمزمه کرد: «دیگه کوچکترین شباهتی به ماندانای جنگل افسون شده نداری.» ماندانا پرسید: «این خوبه یا بد؟» کیانیک گفت: «جادوگر بودن خیلی هم عالی و بدون نقص نیست. سعی نکن کاملا شبیه ما بشی.»
#6
دره مردگان راه رونده
2019
Author
مریم عزیزی
Author · 6 books