داستانی طنز و خواندنی دربارهٔ خانوادهای که با پندهای تلخ و گزندهٔ فردی چموش، رک، بداخلاق و مستبد به نام ابراهیم خان، عموی پدر خانواده، که سالها پیش به رحمت خدا رفته، به افرادی غیرقابل تحمل تبدیل شدهاند، تا جایی که وصلت با آنها، خوشایند هیچ یک از عروسها و دامادها نیست. نصایحی که خواستگاری سعید را برهم میزنند، به درخواست طلاق همسر حمید منجر میشوند و مهرداد، شوهر سعیده را حسابی سرخورده میکنند.