
پس از موفقیت چشمگیر داستان پستچی و انتشار پیوسته آن در فضای مجازی و انتشار نسخه الکترونیکی یکپارچه آن در طاقچه، نسخه کامل دومین داستان چیستا یثربی با این سبک به نام «شیدا و صوفی» به همراه سرنوشت شخصیتهای داستان، هماکنون در دسترس خوانندگان است. در بخشی از این داستان میخوانیم: «این همه آدم در یک خانه! و هیچ کس هیچ چیز نمیگفت! انگار ناگهان همه باهم غریبه شده بودند! حتی به هم نگاه نمیکردند. مثل نمایشی که تمام شده بود و حالا همه میخواستند سر زندگی خود برگردند. علی گفت: آرش فعلا آزاده، اما به دلیل دروغ عمدی و فریب دادن پلیس، فعلاً تحت نظره. گفتم: میخوام باش حرف بزنم. گفت: خانمی تو منو وارد این پرونده کردیا! میدونی که شغل من اصلا این نیست! این یه پرونده رو بت کمک میکنم. اونم به خاطر اینکه فردا مشکات ندزدتت! موهاتو سیاه کنه! بقیه شو دیگه خودت باید بری. همین الانشم میشنوم که میگن علی چرا اومده وسط پرونده جنایی!...»
Author

چیستا یثربی (متولد ۲۷ مهر ۱۳۴۷) نمایشنامهنویس، منتقد، مترجم، شاعر، ناشر و نویسنده تئاتر و سینما در ایران است فوق لیسانس و لیسانس روانشناسیاش را از دانشگاه الزهرا گرفت. فعالیتهایش را در حوزه تئاتر از سال ۱۳۶۸ آغاز کردهاست. وی بیش از ۲۶ نمایشنامه نگاشته و نمایشهایی چون «جمعه دم غروب»، «چنگیزخان»، «اتاق تاریک»، «کارناوال با لباس خانه»، «حیاط خلوت»، «مهمان سرزمین خواب»، «زنی که تابستان گذشته رسید»، «سرخ سوزان»، «یک شب دیگر هم بمان سیلویا» و «زنی برای همیشه» را کارگردانی کردهاست. وی تا به حال جوایز متعددی را از جشنوارههای مختلف دریافت کرده و بیشترین تعدادجایزه متن اول را از جشنواره بینالمللی فجر داشته، بارها داور تاتر و کتاب بوده است؛ در سال ۱۳۸۹ نمایش «جنایت و مکافات» را براساس رمان «جنایت و مکافات» در جشنواره کلاسیکهای روسیه در مسکو اجرا کرد که این نمایش در این جشنواره در سه رشته نامزد شد و موفق گردید جایزه بهترین بازیگر زن را دریافت کند. برای فراگرفتن تئاتر از کلاسهای جهاد دانشگاهی الزهرا، فرهنگسرای نیاوران شروع و در ادامه با کانون تئاتر بانوان همراه شد و به یادگیری اصول اولیه بازیگری ـ کارگردانی پرداخت. در همان موقع «اتاق آینه» را با همکاری بهزیستی راهاندازی کرد که از سال ۷۲ تا سال ۷۴. طرح موفقی بود. به گفته خودش: "سوژه از مردم (اغلب مشکلاتشان) و اجرا توسط اعضای گروه بود. کار ما حل مشکلات به وسیله اجرای تئاتر بود. بعد از آن «دادگاه جادویی» را کار کردم و بعد «جمعه دم غروب» و بعد «سرخ سوزان» که در جشنواره سیزدهم فجر به عنوان کار برتر شناخته شد و در جشنواره چهاردهم هم به عنوان بهترین متن در باره «زن در عرصه انقلاب» شناخته شد. حالا هم (شهریور ماه ۷۵) مشغول کار روی «پهلوان ریزه» هستم