
دنیای ما ﺍندﺍزهٔ هم نیست من عاشق بارون و گیتارم من روزها تا ظهر میخوﺍبم من هرشبو تا صبح بیدﺍرم دنیای ما ﺍندﺍزهٔ هم نیست من خیلی وقتا ساکتم، سردم وقتی که میرم تو خودم شاید پاییز سال بعد برگردم دنیای ما ﺍندﺍزهٔ هم نیست میبوسمت ﺍما نمیمونم تو دﺍئم ﺍز ﺁینده میپرسی من حال فردﺍمم نمیدونم تو فکر یه ﺁغوش محکم باش ﺁغوش ﺍین دیوونه محکم نیست صدبار گفتم باز یادت رفت دنیای ما ﺍندﺍزهٔ هم نیست دنیای ما ﺍندﺍزهٔ هم نیست