
هنگامه عاشق خانه ی کوچکشان در کوه است، اما امسال اتفاق هایی افتاده که آن ها نمی توانند به ییلاق بروند. حالا مادرش هم باید برود سرکار. کجا؟ یک کتاب فروشی بزرگ. ورود ناخواسته ی هنگامه به کتاب فروشی و ارتباطش با خانم مدیر، معلم ریاضی، آقای دراز، ریش قرمزی، لاله جون و بقیه ی کارکنان کتاب فروشی، اتفاق های جذاب و خواندنی ای رقم می زند، اما مسئله فقط این نیست. هنگامی در کنار تلاش برای حفظ خانه ی ییلاقی شان باید برای چیز مهم تری هم بجنگد: برای زندگی.