
مجموعه ی ۱۴ داستان کوتاه: كافهچي: زن وقتي به خودش و زندگي مشتركش نگاه مي كند ميبيند يك كافه چي بيشتر نيست . ماريا: مرد ايراني به خارج آمده و نامش را عوض كرده است . زن فرودگاه فرانكفورت: زني كه براي خواندن قصه به كنفرانس برلين دعوت شده نتوانسته قصهاش را بخواند . مانا: زني ايراني در مهماني با يك روبات صحبت ميكند . فروپاشي: زن پس از سالها نزد مردي آمده كه روزي عاشقش بوده . درياچه: شاعري كه به آلمان پناهنده شده است . ديدار: يك جورايي يك خاطره گويي پر هذيان از داستان خواني و دور هم جمع شدن نويسنده ها . كشتي شكستگان: دختركي قصه مردي را مينويسد كه شبي كشته شد . دلدادگان نامي ندارند: مردي در خواب مردم آبادي سرگردان است و نميداند چطور به دنيا بازگردد . ميو: مردي همه كتابهايش را نابوده كرده، همه نشانهها را از بين برده ولي از گربهاي كه هنوز پشت پنجرهاش ميآيد وحشت دارد. سه زن: زني كه رحمش درون رانش آمده . گلهاي ماگنوليا: زني بدنش در حال سياه شدن است اما به زندگي چسبيده و نميميرد ملاقات ويژه: شوهر زن در زندان است و زن به ملاقاتش آمده . در غربت: زني كه به دنبال كار ميرود، زني كه به عروسي ميرود، زني كه به ياد ميآورد [از وبلاگ معرفی کتاب]