
خانم مولى مورگان در «سالیناس» که از قطار پیدا شد سه ربع ساعت در انتظار اتوبوس ماند. در ماشین بزرگ جز راننده و خانم مولى، کسى نبود. زن گفت «مىدونین، من هیچوقت به «مزرع فلک» نرفتم، از جاده اصلى خیلى دوره؟» راننده گفت «تقریباً سه مایل.» «اونجا ماشینى گیر مىآد که منو تا دره ببره؟» «نه، مگه اینکه کسى بیاد سراغتون.» «پس مردم چه جورى مىرن به اونجا؟»…… . در مولی مورگان ، به عنوان شاخص ترین داستان این کتاب ، نویسنده به جای مقدمهچینی برای فرار از دنیای پر از ستم و نابرابری ، مخاطبین را به رویارویی با واقعیت دعوت میکند